چه سنی بهترین زمان برای یادگیری زبان دوم است؟
اگر بخواهید زبان خارجی بیاموزید آیا باید از سن خاصی شروع کنید تا به صورت کامل بر آن تسلط پیدا کنید؟ نظر عموم مردم بر این است که در سنین کودکی یادگیری زبان بسیار راحتتر از بزرگسالی است، زیرا دوران بحرانی آموزش زبان است. اثبات این حرف مشکل بوده اما در تحقیقات جدید با استفاده از اسکنهای مغزی، روشهای علمی نشان میدهد که ظرفیت و توانایی ما برای یادگیری یک زبان با گذر زمان کاهش پیدا میکند.
پس بهترین سن برای یادگیری زبان دوم چیست؟
کودکان در یادگیری یک زبان خارجی غوطهور میشوند در صورتی که بزرگسالان اینگونه نیستند. به خودی خود دلیلی بر وجود یک دوره بحرانی برای آموزش زبان نیست، اما برای کودکان هم مهمتر و هم آسانتر است که سریعتر زبانی که پیرامون آنها صحبت میشود را بیاموزند.
دلایل زیادی برای این امر وجود دارد. کودکان زمان و تلاش بیشتری صرف یادگیری زبان میکنند در حالی که بزرگسالان با چالشهای گوناگونی رو به رو هستند. انگیزه کودکان برای همگامسازی بسیار بیشتر است و عادات و قواعد موجود در زبان مادری آنها نیز هنوز در ذهن آنها نقش نبسته است به همین علت راحتتر قابلیت پذیرش دارند. قطعا هر یادگیریای با بالا رفتن سن سختتر میشود.
البته هیچ یک از این عوامل توجیهی برای وجود یک دوره زمانی بحرانی برای آموزش زبان نیست اما تمامی آنها باعث بهبود عملکرد زبانآموزان در سنین پایینتر نسبت به بزرگسالان میشود.
تسلط بر گرامر
علاوه بر مزیتهای کلی و تدریجی برای زبانآموزان جوانتر، یک تفاوت کیفی قابل توجه وجود دارد: حتی زبانآموزان بسیار خوب با سن بالاتر نسبت به زبانآموزان جوانتر در استفاده از دستور زبان و قواعد در جملات عملکرد بسیار متفاوتی دارند. هر وقت از زبانآموزان بزرگسال دستنوشتهای گرفته میشود، بیشتر آنهایی که با زمینه غیر انگلیسی زبان هستند، مشاهده میشود با این که آنها توانایی استفاده از دایره گستردهای از لغات دشوار و پیچیده را دارند، اما اغلب در قواعد سادهی زبان دچار اشکال و اشتباه میشوند.
به عنوان مثال اکثر زبانآموزان بزرگسال هیچ وقت تسلط کاملی برای تمایز بین he walks و they walk پیدا نمیکنند. یا گاهی درک درستی از این موضوع پیدا نمیکنند که I have lived in Tehran for 2 years. به این معناست که هنوز هم در تهران زندگی میکنم در حالی که I lived in Tehran for 2 years. به این معناست که دیگر در تهران زندگی نمیکنم.
چرا قواعد ساده و بسیار روان به صورت معمول در ذهن جایگزین نمیشوند در حالی که کلمات دشوار و پیچیده که تنها چند بار از آنها استفاده میشود، به راحتی در ذهن مینشینند؟
به نظر میرسد مجموعهای از قواعد و دستورات وجود دارد که حتی زبانآموزان بزرگسال با سطح دانش پیشرفته نیز در آنها دچار خطا میشوند، در حالی که کودکان آنها را به راحتی مدیریت میکنند.
این مشاهدات در قلب نظریه دوره بحرانی است؛ یک پنجره زمانی محدود، که عموما تا پیش از بلوغ است و در آن مغز انسان به ویژه به اطلاعات ورودی زبان که شامل گرامر نیز میشود به شدت حساس است. بعد از بسته شدن این پنجره این گونه تصور میشود که قوانین دستوری باید به صراحت آموزش داده شود و به سختی درونی میشود.
در پژوهشهای اخیر، روش جدیدی از تجزیه و تحلیل به کار گرفته میشود در حالی که فاکتورهای دیگر مثل مثل مدت زمانی که به آموزش اختصاص داده می شود را نیز در نظر میگیرند.
دانشمندان سیگنالهای مغزی را در 29 نفر بومی و 66 نفر از کسانی که آلمانی را به عنوان زبان دوم خود میخواندند، زمانی که جملات صحیح و جملاتی با اشتباهات گرامری دارند تجزیه و تحلیل کردند. در زبان آلمانی حرف تعریف باید مطابق با مذکر، مونث و یا خنثی بودن باشد. به همین علت برای واژهی Garten که مدکر است حرف تعریف der میآید در حالی که برای haus که خنثی است حرف تعریف das کاربرد دارد.
آلمانیزبانان در صورتی که حرف تعریف اشتباه استفاده شود، واکنش مغزی نشان میدهند که مربوط به اشتباه قواعدی است. 66 نفری که آلمانی زبان اصلی آنها نبود در این حالت یا اصلا متوجه نشدند یا به گونهای واکنش نشان دادند که انگار اشتباه در انتخاب کلمه نادرست بوده است نه گرامری!
این مورد به خصوص درباره کسانی که زبان آلمانی را در سن بالاتری آموختند، بیشتر رخ داد. اما این فرآیند در تمامی سنین وجود دارد و به این معناست که هیچ سن بحرانی وجود ندارد. تنها مسئله این است که یادگیری را به تاخیر نیاندازید.
بلوغ چقدر اهمیت دارد؟
این مطالعه فاکتورهای محدود کنندهای دارد که باعث میشود نیاز به تحقیقات بیشتری باشد. اول اینکه تمام افرادی که مورد مطالعه قرار گرفتهاند، زبان اصلی آنها لهستانی و یا روسی بوده است و هر دوی این زبانها مثل آلمانی جنسیت در آنها دارای اهمیت است.ممکن است زبان اصلی آنها باعث شود مهارت و توانایی تمایز جنسیت در زبان را داشته باشد.
دوم اینکه جوانترین زبانآموزان که در این تحقیقات مورد مطالعه قرار گرفتهاند، کودکانی بودند که در 7 سالگی به آلمان آمده بودند. در حالی که فرض میشود دورهی بحرانی نزدیک بلوغ تمام میشود. اما برخی از نظریات جدید این گونه بیان میکنند که دوره بحرانی تا 5 سالگی است. بنابراین ممکن است در این مطالعات دورهی بحرانی در نظر گرفته نشده باشد؛ چون حتی جوانترین شرکتکنندگان هم در این دوره را قبل از یادگیری زبان آلمانی پشت سر گذاشته باشند.
شواهد بیشتر و هم چنین استفاده و اطلاع از روشهای آماری نوین نیاز است تا برای یکبار و همیشه به این سوال پاسخ داده شود که آیا واقعا دورهی بحرانی برای یادگیری زبان وجود دارد و یا نه؟!




